دیدگاههای اسلامی معاصر
از زمان آشنایی جوامع اسلامی با تمدن و فرهنگ مغرب زمین ، واکنش جوامع اسلامی نسبت به این امر به پیدایش دیدگاههای مختلفی درحوزه اندیشه اسلامی گشت. برخی از مسلمانان با نادیده انگاشتن مواجهه غرب، همان شیوه زندگی پیش از آشنایی با این تمدن را ادامه دادند . این دیدگاه به دیدگاه سنتی در اندیشه اسلامی یک صد و پنجاه ساله جهان اسلام معروف شد.این دیدگاه با نادیده انگاشتن تحولات پیش آمده، خواهان تداوم همان سبک زندگی مبتنی برآداب و رسوم چندین ساله درجوامع اسلامی هستند .اما دیدگاههای دیگر در این جوامع نسبت به پدیده غرب به بیتفاوتی خلاصه نشد. دیگر مسلمانان در برابر این تحول یا واکنش منفی از خود نشان دادند و یا این که با پذیرش واقعیت موجود در صدد یافتن زندگی مومنانه درشرایط جدید شدند. واکنشهای منفی نسبت به نفوذ فرهنگ غرب به سه شکل عمومی خود را نشان داد . نخستین شکل از سه شکل مزبور مقاومت در برابر این نفوذ و پناه بردن به گذشته پر افتخار تمدن اسلامی و تلاش جهت بازسازی الگوی ایدهآل گذشته برای دوران حاضربود. این دیدگاه که درواقع دیدگاه محافظهکاری اسلامی است ، برخلاف دیدگاه سنتی در تلاش ساختن ایدئولوژی اسلامی از سنت گذشته بود. دیدگاه محافظهکار در تمایز آن از دیدگاه پیشین ،دیدگاه سنتگرا نامیده میشود. دومین دیدگاه منفی نسبت به تمدن غرب،دیدگاه نوسلفی است. دیدگاه نوسلفی که به لحاظ تاریخی از دهه دوم شده بیستم میلادی به صورت دیدگاه مسلط درجهان اسلام خود را نشان داد و تا دهه هشتاد میلادی نفوذ گستردهای داشت، و براساس تعالیم جنبشهای سلفی نیمه دوم سده هجدهم وآموزههای محمدبن عبدالوهاب پا گرفت ، این دیدگاه با آموزههای اخیر محمد رشید رضا – آموزههای پس از وفات استادش عبده- و با یاری نویسندگانی مانند سید قطب، ابوالاعلی المودودی و ... نضج گرفت. این گرایش پس از دهه هشتاد میلادی به دو گرایش: یک گرایش معتدل که نوعا درمصرآشکارشد و یک گرایش تندرو که در عربستان تداوم یافت ، در جهان اسلام ارایه شده است. دیدگاه سوم که واکنش احتیاط آمیزی نسبت به تمدن غرب از خود نشان میدهد ، دیدگاه اجتهادگرا است . این دیدگاه تداوم اندیشه نوگرا اندیشه اسلامی است که تا پیش از فروپاشی امپراتوری عثمانی ، و ادامه اصلاحات عبده در جامعه الازهر در جهان اهل سنت بوجود آمد. فرآیند نزدیکی مذاهب اسلامی دراوایل دهه سی میلادی سده حاضر، دیدگاه حاضر را به حوزه جهان تشیع نیز کشاند که پس از انقلاب اسلامی 1979 ایران در این کشور و دیگر نقاط جهان اسلام رو به گسترش گذارد.
دیدگاههای موافق با دستاوردهای تمدنی غرب ، ازآن جا که تصور میشد میتواند در بهبود زندگی مومنانه جوامع اسلامی در عصر کنونی مثمر ثمر واقع شود ، در دو دیدگاه عمده خلاصه میشود. نخستین این دو دیدگاه، دیدگاه تجددگرای اسلامی است که در صدد تلفیق تعالیم مدرن غرب با تجارب اسلامی و شریعت آن است. این دیدگاه خود، تنوعات گوناگونی میپذیرد. این دیدگاه از سویی به نقد دیدگاههای سنتی واصولگرا پرداخته و از سوی دیگر رهیافتهای تجددگرای عرفی را نمیپذیرد . تمامی دیدگاههای بالا به جز دیدگاه سنتی مساله اساسی خود را هویت یابی مسلمانان در جهان کنونی قرار دادهاند . دومین دیدگاه اسلامی که به تحولات روی داده با نظر مثبت مینگرد ، دیدگاه نسبتا متاخر معرفتگرا است که از اوایل دهه هشتاد میلادی آشکارا خود را نشان داد. این دیدگاه برخلاف دیدگاههای پیشین مساله تجدید سنت اسلامی را وجهه همت خود قرارداده است و ازطریق سازوکارهای معرفت شناسانه و روش شناسانه درصدد این مهم است.
علاوه بر دیدگاههای بالا میتوان از دو دیدگاه دیگر نیز نام برد: دیدگاه شرق شناسی قدیم و دیدگاه شرق شناسی جدید. این دو دیدگاه با اسلام به عنوان یک موضوع مطالعاتی برخورد میکنند و از این رو بیشتر از طریق پدیدارشناسی در پی شناخت نمود میراث اسلامی هستند. تفاوت شرق شناسی قدیم که به لحاظ تاریخی تا دهه هفتاد میلادی ادامه یافت، با شرق شناسی جدید که از دهه هشتاد میلادی آغاز شد این است که دیدگاه دوم به وسیله دانشجویان مسلمان کشورهای اسلامی که فارغ التحصیل کشورهای غربی هستند به نگارش در میآید در حالی که شرق شناسی قدیم به وسیله خود غربیان بررسی میشد.
