زن از دیدگاه مطهری(2)
طبیعت ، فطرت وحقوق طبیعی
مطهری میان سه اصطلاح طبیعت، غریزه وفطرت تفاوت میگذارد . به عقیده مطهری طبیعت معمولا برای اشیای بیجان به کار میرود اما کاربرد آن برای جانداران نیز مجاز است . از نظر او مفهوم طبیعت برای بیان یک خاصیت از خاصیتهای ذاتی یک چیز بیجان یا یک جاندار به کار میرود. به نظر مطهری ،براساس تفکر فلسفی هر یک از موجودات هستی خواصی مربوط به خود دارند که دیگر موجودات از آن بیبهره اند از این رومیباید نیرویی در آنها نهفته باشد که خاستگاه خاصیت مزبور باشند . او، همانند دیگر فیلسوفان اسلامی، این نیرو را که سر منشا خواص یک چیز یا یک موجود است طبیعت یا طبع آن مینامد . اما به عقیده مطهری اصطلاح غریزه ،بیشتر در باره حیوانات به کار میرود . در حالی که کاربرد این مفهوم در انسانها کمتر ، ودر مورد جماد ونبات بدون کاربرد است . سرشت غریزه هر چند هنوز ناشناخته است اما بیانگر یک ویژگی درونی در حیوانات است که راهنمای زندگی آنها میباشد . به عقیده او این حالت د رحیوانات حالتی نیمه آگاهانه است و اکتسابی نیست . و سرانجام مفهوم فطرت مخصوص انسان است . فطرت از نظر مطهری امری تکوینی میباشد . از این رو اکتسابی نیست اما از غریزه آگاهانهتر است ؛ به همین دلیل آدمی به فطریات خود آگاهی دارد. فطرت آدمی همچنین به مسایل مادی محدود نمیگردد بلکه به مسایل انسانی ارتباط مییابد. به رغم اصطلاح شناسی بالا مطهری در مسایل زنان از مفهوم طبیعت در کاربرد عام آن استفاده میکند که شامل اصطلاح فطرت وطبیعت هر دومیشود .
اینک پرسش اصلی آن است که از نظرمطهری طبیعت زن چیست ؟ وبا طبیعت مرد چه تفاوتی دارد ؟ ابتدا باید اذعان کرد که براساس مقدمات بالا، مطهری به تفاوت طبیعت مرد و زن اعتراف دارد .
و همین تفاوت در طبع است که نقشها و وظایف خاصی را برای هر یک از آنها ایجاب میکند . او در جاهای مختلف از آثار خود طبیعت زن را "جلوهنمایی" و " نازیدن" ، و "اسیر محبت مرد بودن" میداند . در حالی که طبیعت مرد بیشتر " نیازمندی " ،" طلب" ، " بنده شهوت " و " خریدار وصال زن بودن " است .
طبیعت، مرد را مظهر طلب وعشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن ومعشوق بودن ... این یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکارهای خلقت است که در غریزه مرد نیاز وطلب و در غریزه زن ناز و جلوه قرار داده است . ضعف جسمانی زن را در مقابل نیرومندی جسمانی مرد ، با این وسیله جبران کرده است .
مطهری می پذیرد که اسلا م برای انسان نوعی شخصیت ذاتی وقابل احترام قایل است ومعتقد است که متناسب با کرامت انسان در متن آفرینش یک سلسله حقوق و آزادیها به اواعطا گشته است. اواذعان دارد که این حقوق نیز مورد پذیرش اسلام میباشد . این دو اصل مطهری را به این نتیجه میرساند که یگانه مرجع صلاحیتدار برای شناسایی حقوق واقعی انسانها کتاب آفرینش است و وضعیت حقوقی زن و مرد در مقابل یکدیگر ، با مراجعه به آن مشخص میشود .ظریهای که ایده طبیعت را به حقوق زنان ربط میدهد این است
از نظر ما حقوق طبیعی و فطری از آنجا پیدا شد ه که دستگاه خلقت با روشن بینی و توجه به هدف ، موجودات را به سوی کمالاتی که استعداد آنها در وجود آنها نهفته است سوق میدهد .
هر استعداد طبیعی مبنای یک "حق طبیعی " است و یک "سند طبیعی" برای آن به شمار میآید .
به عقیده مطهری دستگاه خلقت هر نوعی از انواع موجودات را بر پایه اصل عدل ، در مداری مخصوص به خود او قرار داده است و سعادت او در آن قرار که در مدار طبیعی خودش حرکت کند . مطهری معتقد است دستگاه آفرینش در این کار خود هدف دارد وآنها را از روی بیخبری انجام نمی دهد . از این رو حقوق خانواده مانند دیگر حقوق طبیعی باید در طبیعت جست وجو شود . مطهری میگوید
از استعدادهای طبیعی زن و مرد و انواع سندهایی که خلقت به دست آنها سپرده است میتوانیم بفهمیم آیا زن و مرد دارای حقوق و تکالیف مشابهی هستند یا نه؟
مطهری تفاوتی میان حقوق طبیعی مدنی و حقوق اکتسابی قایل میشود . به نظر او انسانها همه از حقوق طبیعی مساوی و مشابهی برخوردار هستند در حالی که در حقوق اکتسابی چنین وضعی دیده نمیشود . او دلیل وجود چنین وضعیتی را آن میداند که انسانها برخلاف حیوانات اجتماعی دیگر طبعا دارای سلسله مراتب اجتماعی نیستند و این به آن معنا است که سازمان اجتماعی انسان طبیعی نیست بلکه وظایف ونقشها بر اساس عرف و رسم و قانون بوجود آمده اند .
به عقیده مطهری حقوق خانواده مانند حقوق مدنی نیست که برای همه اعضای خانواده مشابه و همسان باشد . این امر بدان جهت است که بنابر حکم طبیعت هر یک از پدر ومادر وفرزندان با استعدادها و احتیاجهای مشابهی در زندگی خانوادگی شرکت نمیکنند . دست آفرینش آنها رادر وضع نامشابهی قرار داده است و برای هر یک از آنها نقش و وضع معینی در نظر گرفته است .
تعالیم جنسی و جنسیتی
مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام مسایلی را که بررسی میکند فهرست مینماید . بر اساس فهرست او ،حیثیت وحقوق انسانی زن ،تفاوت زن با مرد ، مسایل خواستگاری ، ازدواج موقت ، استقلال اجتماعی ، مهریه ونفقه ، میراث ، طلاق، چند همسری مردان د ر کتاب او بررسی شده اند. او در ادامه فهرست خویش مسایلی چون حق سرپرستی مرد ، حق حضانت فرزندان ، عده زن ، مساله اجتهاد وجواز صدور فتوای زن ، مقررات قضایی و جزایی ، پوشش ، اخلاق و تربیت زن ، اخلاق جنسی از قبیل غیرت و عفاف و حیا ، حق اشتغال در خارج از خانه ، مقام مادری را نام میبرد که به پارهای از آنها در کتاب اخلاق جنسی خود پرداخته است اما متاسفانه به مساله حقوق سیاسی زن ، حقوق مدنی او و حق اشتغال در خارج از خانه یا پرداخته نشده است ویا این که به صورت مختصر اشاره شده است .
مطهری برخلاف عقیده رایج جنبشهای تساوی طلب فمنیستی سده بیستم ، معتقد است که در پرتوی پیشرفتهای این سده ، تفاوتهای زن و مرد بیشتر روشن و مشخص شده است اما نباید چنین گمان کرد که این تفاوتها به معنی برتری جنس مرد بر زن است یا این که زن جنس ناقص و پست میباشد . به عقیده مطهری آفرینش از این تفاوت هدف دیگری داشته است . مطهری معتقد است که خلقت این تفاوتها را برای این منظور به وجود آورده است که پیوند خانوادگی زن ومرد را محکمتر کند و شالوده وحدت آنها را بهتر بریزد . به این ترتیب قانون آفرینش با ایجاد این تفاوتها به دست خود ، حقوق ووظایف خانوادگی را میان زن و مرد تقسیم کرده است همان گونه که اختلافات میان اعضای یک بدن را ایجاد کرده است . تشبیه تفاوت میان زن ومرد به اختلاف کارکردی اعضای بدن ، تفاوت زن ومرد را به نقص جنس زن و کمال جنس مرد راهنمایی نمیکند بلکه مطهری را به " تناسب " بیشتر زن و مرد برای زندگی مشترک میرساند . او همچنین از این تشبیه این نکته را استنتاج میکند که مجرد زیستن انحراف از قانون آفرینش است .
مطهری ادعا میکند که در پرتوی اکتشافات جدید ، آشکار گشته است که دنیای زن و مرد در بسیاری از قسمتها با هم متفاوت است . او در یک دسته بندی دو گونگیهای زن و مرد را به سه لحاظ تقسیم میکند . نخستین این دو گونگیها تفاوت آنها به لحاظ جسمی است . مطهری در این جا به بیان اختلافات زیستی میان زن و مرد میپردازد و از مواردی چون درشتی و بلندی و نیروی بدنی بیشتر مرد نسبت به زن ، در مقابل مقاومت بیشتر زن در برابر بیماری و بلوغ زودتر زن نسبت به مرد مثال میآورد . مطهری از مواردی چون میل به کارهای پر جنب وجوش ، مبارزه طلبی و غوغاگری مرد در برابر روحیه صلح جویی و احساساتی تر بودن و مذهبی تر بودن زن ، برای تفاوتهای روانی میان زن ومرد مثال میآورد . به نظر مطهری زن و مرد نسبت به نوع احساسات نسبت به یکدیگر نیز با هم اختلاف دارند . مرد بنده شهوت خود است و زن در قید محبت مرد . مرد خواهان تصاحب زن است و زن در پی تسخیر دل مرد . تفاوتهای بالا موجب ایجاد تفاوتهایی در حقوق و وظایف زن و مرد میشود امااین بدان معنی نیست که زن ومرد از لحاظ حیثیت و شرافت انسانی یکسان نباشند .
مطهری در فصلی تحت عنوان " مقام انسانی زن از نظر قرآن " ، ابعاد تساوی انسانی زن ومرد را بر میشمارد . او بیان میدارد که قرآن با صراحت در آیات متعددی زنان را هم جنس مردان میداند و به آیه اول سوره نساء و آیات سوره نحل و روم اشاره میکند . به عقیده مطهری ، برخلاف کتابهای مذهبی دیگر زن از مایهای پستتر از مایه مرد آفریده نشده است ، بر خلاف عقاید گذشته ، زن شیطان کوچک نیست ، حواء باعث اخراج آدم از بهشت نشد بلکه شیطان هر دوی آنها را فریفت، زن توانایی نیل به مقامات معنوی و الهی را دارد ، زن مقدمه آفرینش مرد نیست ، او سهم خاص خود را در تولید نسل دارد ، زن مایه سکون و آرامش مرد است . اما تساوی مرد وزن در انسانیت به معنی تشابه آنها در حقوق و وظایف نیست . مطهری بیان میکند که نامشابه بودن حقوق زن و مرد در حدود مقرر در طبیعت ، سازگار با حقوق فطری و عدالت است .
عدم تشابه حقوق زن و مرد درحدودی که طبیعت زن ومرد را در وضع نامشابهی قرار داده است ،هم با عدالت و حقوق فطری بهتر تطبیق میکند و هم سعادت خانوادگی را بهتر تامین می نماید و هم اجتماع رابهتر به جلو میبرد .
مطهری براساس ایده بالا به بررسی مهم ترین مسایل زنان که از نظراودرحقوق خانوادگی خلاصه میشود، میپردازد
خواستگاری و نامزدی : نخستین اقدام برای تشکیل خانواده خواستگاری است . برای این کار مرد از زن تقاضای همسری میکند . مطهری این رسم کهن را بزرگترین عامل حفظ حیثیت و احترام زن میداند که با طبیعت هر یک از زن و مرد نیز سازگار است . چرا که
طبیعت ، مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن . .. این یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکارهای خلقت است که در غریزه مرد نیاز وطلب و در غریزه زن نازو جلوه قرار داده است .
او در پاسخ به اعتراضهایی که به رسم خواستگاری مرد از زن میشود میگوید که این رسم به معنی خرید رقبه زن نیست بلکه به معنی خرید وصال اواست . رسم خواستگاری تدبیر ظریفی است برای حفظ احترام زن. مطهری فلسفه خواستگاری مرد از زن را چنین بیان میکند
قانون خلقت ، جمال و غرور وبی نیازی را در جانب زن ، و نیازمندی و طلب و عشق و تغزل را در جانب مرد قرار داده است . ضعف زن در مقابل نیرومندی بدنی به همین وسیله تعدیل شده است و همین جهت موجب شده که همواره مرد از زن خواستگاری میکرده است .
ازدواج
: مطهری میگوید که اسلام ریاضت جنسی و تقدس تجرد را نمیپذیرد بلکه ازدواج را مقدس میداند و دوست داشتن زن راازاخلاق پیامبران میداند. ازنظر او ازدواج دارای ابعاد فردی و اجتماعی میباشد . به عقیده او تمتع شخصی و مسرت فردی انگیزه افراد در تشکیل زندگی خانوادگی است ، اما به این نکته نیز اشاره میکند که اسلام اصرار زیادی دارد که محیط خانواده کانون خوشی ها و کامیابیهای جنسی باشد و زن و مردی را که از این نظر کوتاهی کنند نکوهش میکند . در عوض محیط اجتماع ، محیط کار و فعالیت است و باید از هر نوع کامیابی جنسی در آن خودداری کرد . به عقیده مطهری ازدواج تنها برای آن نیست که زن و مرد از مصاحبت هم لذت ببرند . ازدواج برای آن صورت میگیرد که کانونی برای پذیرایی نسل آینده تشکیل گردد . خانواده محیطی است که عواطف اجتماعی و انسانی در آن رشد میکند و افراد یک ملت خود را برادر یکدیگر میبینند .مهریه و نفقه : مطهری تاریخ وجود رسم مهریه را به پنج مرحله تقسیم میکند . در مرحله اول که به دوران ماقبل تاریخ باز میگردد به دلیل رواج رسم مادر سالاری فرزندان حاصل از ازدواجهای بیرون قبیلگی ، به مادر منتسب میشدند در این دوره مهریهای وجود نداشت . درمرحله دوم پس از آن که مرد به نقش خود در تولید نسل آگاه شد و خود را صاحب اصلی فرزند شناخت زن را تابع خود ساخت و دوره پدر سالاری آغاز شد . در این دوره گزینش همسر با ربودن دختران قبایل دیگر صورت میپذیرفت . در دوره بعد رسم دزدیدن دختران قبایل دیگر منسوخ شد و به جای آن مرد اجیر پدر زن میشد و همسر خود را در ازای خدمت به پدر زن خود به دست میآورد . در مرحله چهارم مرد به جای کار نزد پدر زن خود ، هدیه ای را تقدیم پدر زن خود کرد . د رپنجمین مرحله که مطهری آن را مرحله اسلام میداند مرد هنگام ازدواج هدیهای را پیشکش خود زن میکند . در این مرحله زن استقلال مالی خود را حفظ میکند و به خواست خود شوهر خود را میگزیند . تا زمانی که به خانه شوهر نرفته کسی حق ندارد او را به خدمت خود در آورد و محصول کار او به خودش تعلق دارد .
مطهری وجود مهریه را لازم میداند و پیدایش آن را نتیجه تدبیر ماهرانه آفرینش میداند که کارکرد آن تعدیل روابط زن و مرد و پیوند آنها است . او میگوید
مهر ازآنجا پیدا شد که در متن خلقت نقش هر یک از زن ومرد در مساله عشق مغایر نقش دیگری است . .. نوع احساسات زن و مرد نسبت به یکدیگر یک جور نیست . قانون خلقت ، جمال و غرور و بی نیازی را در جانب زن ، ونیازمندی و طلب و عشق و تغزل را د ر جانب مرد قرار داده است . ضعف زن در مقابل نیرومندی بدنی به همین وسیله تعدیل شده است .
مطهری در جای دیگر لزوم مهر را برای آن میداند که هر یک از زن ومرد نقش مخصوص خود را در طبیعت از لحاظ علایق دوستانهای که به عهده آنها گذاشته شده فراموش نکنند . اومیگوید قرآن دادن مهریه را نشانه راستین بودن علاقه مرد به زن میداند و در پاسخ به اعتراضهایی که آن را دلیل فروش زن تلقی میکنند میگوید که این رسم منحصر به ازدواجهای مشروع نیست بلکه در روابط آزادانه زن و مرد نیز ، مرد هدیه ای به زن می دهد . او بسیاری از اعتراضهای مربوط به مهر را ناشی از تلقی نادرست از آن میداند ؛ تلقیهایی از این قبیل که مهریه اجرت و بهای زن است و یا این که آن را به مثابه وثیقهای در برابر حق طلاق مرد میدانند .
وضعیت نفقه نیز همانند مهریه در اسلا م وضعیتی مخصوص به خود است . مطهری میگوید قرآن استقلال اقتصادی زن را به رسمیت شناخته است و از این رو پرداخت نفقه به زن را یکی از انواع سه گانه نفقه در اسلام قرار داده است . دو نفقه دیگر از نظر او عبارتند از نفقه مالک بر مملوک و نفقه پدر بر فرزند . مطهری عقیده اسلا م را درباره نفقه چنین بیان میکند
از نظر اسلام تامین بودجه کانون خانوادگی ، از جمله مخارج شخصی زن به عهده مرد است . زن از این نظر مسوولیتی ندارد . زن فرضا دارای ثروت هنگفتی بوده وچندین برابر شوهر دارایی داشته باشد ، ملزم نیست در این بودجه شرکت کند .
به عقیده او اسلام به شکل بیسابقهای جانب زن را در مسایل مالی و اقتصادی رعایت کرده است . او در پاسخ به از بین رفتن دلیل لزوم نفقه در دنیای معاصر به دلیل اشتغال زنان و بینیازی از شوهر، میگوید به چند دلیل پرداخت نفقه هنوز در دنیای کنونی ضروری است . دلیل نخست آن است که عصر مدرن نمیتواند طبیعت مرد وزن را تغییر دهد . مرد در دنیای مدرن هنوز مظهر نیاز و احتیاج و زن مظهر بینیازی است و اسلام مرد را به صورت خریدار و زن را به صورت صاحب کالا میشناسد . او میگوید نیاز روحی مرد به زن باعث میشود که او پول خود را به زن بدهد . دلیل دیگر مطهری برای بقای لزوم نفقه ،مسوولیتی است که زن در تولید نسل دارد که شامل سنگینی دوره بارداری ، بیماری مخصوص این دوره ، سختی زایمان ، شیر دادن به کودک و پرستاری از آن است . سومین علت لزوم نفقه در دوران معاصر نیاز بیشتر زن به دارایی نسبت به مرد است . او میگوید که تجمل وزینت جزو زندگی زن و از احتیاجات اولیه اوست . آن چه یک زن در زندگی معمولی خود خرج خودآرایی میکند برابر با مخارج چندین مرد است . دیگر دلیل مطهری آن است که نیروی کار زن کمتر از مرد است و اگر مرد به یاری زن نپردازد ، زن از تامین مخارج خود ناتوان خواهد بود . و سرانجام این که بقای زیبایی و نشاط زن مستلزم آسایش بیشتر است و اگر زن مجبور باشد مانند مرد کار کند غرورش در هم میشکند و زیباییاش از بین میرود .
میراث زن
: به عقیده مطهری محرومیت زنان از ارث در دنیای قدیم دو دلیل عمده دارد . نخست آن که از انتقال ثروت خانوادهای به خانواده دیگرجلوگیری میکند چرا که بنا به عقاید قدیمی نقش مادران در تولید فرزند ضعیف بود از این رو فرزندان دختری در زمره خانواده به حساب نمیآمدند . دلیل دیگر محرومیت زن ، ناتوانی او در جنگیدن بوده است . مطهری دلیل محرومیت زن از ارث در دوره جاهلیت را همین امر میداند . او در پاسخ به اعتراض تفاوت ارث زن و مرد ، بعد از بررسی وضعیت ارث زن در دوره جاهلیت و در ایران ساسانی میگویددر قوانین اسلام هیچ یک از ناهمواریهای گذشته در مورد ارث وجود ندارد . چیزی که در قوانین اسلامی مورد اعتراض مدعیان تساوی حقوق است این است که سهم الارث زن معادل نصف سهم الارث مرد است .
مطهری دلیل تفاوت مزبور را وضع خاص زن از لحاظ مهر و نفقه و سربازی و برخی قوانین جزایی میداند وبه تعبیر او، وضع خاص ارث زن ، معلول وضع خاص زن از لحاظ مهر ونفقه وغیره است .
اسلام به موجب دلایلی ... مهر ونفقه را اموری لازم و موثر در استحکام زناشویی و تامین آسایش خانوادگی و ایجاد وحدت میان زن و شوهر میشناسد . از نظر اسلام الغاء مهر و نفقه و خصوصا نفقه موجب تزلزل اساس خانوادگی و کشیده شدن زن به سوی فحشا است . و چون مهر ونفقه را لازم میداند و به این سبب قهرا از بودجه زندگی زن کاسته شده است و تحمیلی از این نظر بر مرد شده است ، اسلام میخواهد این تحمیل از طریق ارث جبران بشود .
حق طلاق
: مطهری مجموع نظریهها درباره طلاق را در پنج نظریه خلاصه میکند . نظریه نخست از آن هواداران اصالت لذتی است که خانواده را فاقد جنبههای ارزشی و تقدس میدانند و از این رو طلاق را بیاهمیت دانسته و خواهان بر داشتن همه قید و بندهای قانونی و اخلاقی جلوگیری از آن هستند . در مقابل این نظریه ، اصحاب کلیسای کاتولیک معتقد هستند که ازدواج پیمانی مقدس است که باید برای همیشه ثابت و محفوظ بماند . کلیسا خواهان حذف طلاق از قاموس ازدواج است . نظریه سوم که از معتقدات دنیای قدیم است میگوید ازدواج از سوی مرد قابل فسخ است اما زن به هیچ وجه نمیتواند آن را منحل کند . هواداران تشابه حقوق زن ومرد ، بر اساس نظریه چهارم معتقد هستند که ازدواج مقدس و کانون خانواده محترم است اما برای هر یک از زوجین باید راه خروج از بن بست ازدواج در شرایط مخصوص وجود داشته باشد . مطهری نظر اسلام را که پنجمین نظریه در این زمینه میداند ، موافق نظریه اخیر میداند اما با این تفاوت که ضمن اذعان به منفور بودن طلاق ، آن را پذیرفته است ولی از نظر اسلام راه خروج مرد از قید ازدواج با راه رهایی زن از آن متفاوت است . براساس این نظر حق طلاق زن یا از طریق توکیل از جانب شوهر است ویا از طریق رجوع به محکمه قضایی و طی تشریفات خاصی .مطهری بسیاری از اعتراضات به حق طلاق را برخاسته از نحوه اجرا و سواستفاده از آن از قبیل اجرای طلاقهای ناجوانمردانه و امتناع ازطلاق زن در مواردی که هیچ راه مصالحهای نباشد ، میداند. مطهری فلسفه پذیرش طلاق در اسلام را چنین بیان میکند
راز اصلی مطلب این است که زوجیت و زندگانی زناشویی یک علقه طبیعی است نه قراردادی ، و قوانین خاصی در طبیعت برای او وضع شده است . این پیمان با همه پیمان های دیگر اجتماعی ... این تفاوت را دارد که آنها همه صرفا یک سلسله قراردادهای اجتماعی هستند ، طبیعت و غریزه در آنها دخالت ندارد و قانونی هم از نظر طبیعت وغریزه برای آنها وضع نشده است ، برخلاف پیمان ازدواج که بر اساس یک خواهش طبیعی از طرفین که به اصطلاح مکانیسم خاصی دارد باید تنظیم شود .
مطهری از طبیعت و قوانین آن برای توضیح قوانین طلاق و دلیل اختیار داشتن حق طلاق مرد استفاده میکند . به عقیده مطهری یگانه قانون طبیعی در اجتماعات مدنی قانون آزادی و مساوات است د رحالی که در پیمان ازدواج به جز دو اصل مزبور ، قوانین دیگری نیز وجود دارد . به نظر او طبیعت قانون اتصال را به این صورت وضع کرده است که از مرد اقدام به تصاحب باشد و از طرف زن عقب نشینی و دلبری ، احساس مرد در اختیار گرفتن شخص زن باشد و احساس زن تصرف قلب مرد . وقتی طبیعت پایه ازدواج را بر اسا س مرکزیت جنس ظریف و گردش جنس خشن به گرد او قرار داده است ، جدایی آنها نیز تابع مقررات خاصی است . بر اساس یکی ا زاین قواعد پیمانی را که بر محبت و یگانگی استوار است و نه همکاری و رفاقت ، با زور واجبار نمیتوان نگاه داشت . قانون دیگر طبیعی آن است که از آنجا که مکانیسم طبیعی ازدواج بر اساس محبوبیت واحترام زن د رمنظومه خانوادگی قرار دارد ، اگر بنابه عللی زن از این مقام سقوط کرد و شعله محبت مرد نسبت به او خاموش شد پایه و رکن خانواده خراب شده است و ازدواج از نظر طبیعی مرده است . قانون دیگر طبیعی آن است که کلید فسخ ازدواج به دست مرد است . این امر بدان علت است که این مرد است که با اظهار بی علاقگی به زن او را نیزبی علاقه میکند در صورتی که بی علاقگی زن تاثیری در علاقه مرد ندارد بلکه علاقه او را تندتر نیز میکند . از این رو بی علاقگی زن به مرد اهانت به مرد تلقی میشود در حالی که بیعلاقگی مردبه زن اهانت به زن نیست از این جهت است که اختیار طلاق به مرد داده شده است مگر در مواردی که مرد از این حق سواستفاده کند و ستمگری آغاز کند که در این صورت زن طریق قضایی میتواند خود را رها کند .
مطهری میگوید طلاق حق طبیعی مرد است اما به شرط آن که روابط مرد با زن جریان طبیعی خود را طی کند اما اگر این جریا ن به روال طبیعی طی نشود محکمه قضایی حق دخالت دارد
ازدواج موقت
: مطهری میگوید از دید گاه مذهب جعفری ازدواج بر دو نوع است : دایم و موقت . او تفاوت ازدواج موقت را با ازدواج دایم در اموری از قبیل موارد زیر میداند : موقت بودن آن ، انتخابی بودن ریاست خانواده ، آزادی بیشتر طرفین ، ارث نبردن از یکدیگر و ... مطهری با توجه به مسوولیت و تکلیف بیشتری که ازدواج دایم برای زوجین ایجاد میکند و نیز به دلیل فاصلهای که بین بلوغ طبیعی و بلوغ اجتماعی در دوره معاصر پبدا شده است راه حل مشکل جنسی جوانان را در دو راه خلاصه میکند : کمونیسم جنسی یا ازدواج موقت . مطهری از دو راه اخیر ، کمونیسم جنسی را به دلیل مغایرت آن با فلسفه فردی و اجتماعی ازدواج و قوانین طبیعی نمیپذیرد و تنها راه را ازدواج موقت میداند . به عقیده او فلسفه تشریع ازدواج موقت آن است که احتیاج جنسی آدمی با ازدواج دایم رفع نمیشود .چند همسری مرد
: مطهری تک همسری مرد را طبیعیترین شکل زناشویی میداند که در آن روح اختصاص ، یعنی مالکیت فردی حاکم است . او نقطه مقابل تک همسری را چند همسری میداند که خود سه شکل مییابد : کمونیسم جنسی یکی از این اشکال است که در آن نه مرد به زن معینی اختصاص دارد و نه زن معینی به مرد خاصی . دلیل شکست کمونیسم جنسی ،از میان رفتن میل طبیعی اختصاص زن و مرد معین به هم است . چند شوهری شکل دیگر چند همسری است که در آن شکل ،یک زن در آن واحد بیش از یک شوهر دارد . به عقیده مطهری ایراد چند شوهری آن است که منجر به اشتباه نسب فرزندان میشود چرا که در این نوع ازدواج رابطه پدر با فرزند مشخص نمیشود . به نظر مطهری دلیل شکست این شکل از ازدواج ، موافق نبودن آن رسم با طبیعت مرد وزن است . طبیعت مرد روحیه انحصار طلبی مرد و اطمینان از پدر بودن است . مطهری سومین شکل چند همسری را چند زن داشتن مرد میداند . این شکل از ازدواج بر خلاف دو نوع دیگر رواج و موفقیت بیشتری داشته است . این نوع ازدواج موافق طبیعت است زیرا چند زن گرفتن برای مرد امتیاز است ولی برای زن چنین نیست . چون مرد طالب شخص زن است و زن طالب قلب مرد . مطهری میگوید اسلام چند زن گرفتن مرد را بر خلاف چند شوهری به کلی لغو نکرد بلکه برای آن حدود وقیودی تعیین کرد ، یعنی ضمن محدود کردن تعداد مجازازدواج به چهارزن ( در حالی که قبل از آن این تعداد نامحدود بود ) ، شرایطی چون تمکن مالی اداره چند خانواده ، رعایت عدالت میان آنان و ... را قرار داد .مطهری دلیل رواج رسم چند زن گرفتن در مشرق زمین را به لحاظ تاریخی بررسی کرده است . او میگوید دلیل ابتدایی و سطحی این امر را رواج روحیه پدر سالاری و استبداد مرد شرقی ذکر کرده اند اما مطهری ، ضمن پذیرش آن به عنوان بخشی از واقعیت ، معتقد است انحصار رواج این رسم به پدر سالاری نشانه کوتاه فکری هواداران آن است زیرا تاریخ نشان میدهد که در برهههایی از تاریخ که رسم چند شوهری وجود داشته است ، مادر سالاری حاکم نبوده . از سوی دیگر در صورت پذیرش این ایده که علت چند زن گرفتن پدر سالا ری باشد ، روحیه پدر سالاری منحصربه مشرق زمین نبوده است با این وجود رسم چند زن گرفتن منحصر به شرق است . او در بررسی عمیق تر علل تاریخی رسم چند زنی در مشرق زمین دلایل چندی را بیان میکند . برخی چون منتسکیو و گوستاولوبون آب وهوای گرم این ناحیه را باعث زودتر بالغ شدن دختران و پیری زودرس زنان میداند . نتیجه این وضعیت آن است که مرد به دو یا سه زن نیا ز داشته باشد . از سوی دیگر مرد شرقی به لحاظ نیروی جنسی با یک زن ارضا نمیشود . مطهری در نقد این نظر میگوید رسم چند زنی منحصر به مناطق گرمسیری مشرق زمین نیست . ازسوی دیگر با پذیرش ادعای بالا ، او از هواداران این نظریه میپرسد چرا مرد شرقی به جای رسم چند زنی مانند همتای غربی خود به فحشا و زن بازی روی نیاورد ؟
دومین نظریه درباره رواج رسم چند زنی ، بیماری ماهانه زن و آماده نبودن زن برای تمتع مرد در این مدت است . همچنین خستگی زن از آوردن فرزند و میل زن به کناره گیری از زندگی زناشویی و رسیدگی به پرورش فرزندان است . مطهری ضمن پذیرش وضعیت نامشابه زن ومرد از لحاظ جنسی ، معتقد است که این وضعیت به تنهایی نمیتواند رسم چند زنی را به وجود آورد مگر آن که مانعی اخلاقی یا اجتماعی مرد را از هوس بازی آزاد مرد باز دارد .
سومین دلیل برای وجود رسم چند زنی ، محدود بودن دوره فرزند زایی زن ( به خلاف مرد) است . او میگوید میل طبیعی مرد به داشتن فرزند و عدم میل او به طلاق زن نخست و گاه حوادثی مثل نازایی زن ، عواملی هستند که مردرا به سمت ازدواج مجدد سوق میدهند . مطهری گویا این ایده را قبول دارد و نسبت به آن انتقادی نمیکند .
چهارمین دلیل چند همسری آن است که در دوره های گذشته به خلاف امروز ، زن و فرزند زیاد به لحاظ اقتصادی به سود مرد بوده است . مرد علاوه بر انتفاع از نیروی کار آنها ،گاهی فرزندان یا زنان خود را به عنوان برده میفروخت از این رو مرد با قبول چند زن مشروع میتوانسته از مزایای کثرت اولاد بهره مند شود . مطهری میگوید با فرض پذیرش ادعای فوق ، همه ملت ها چنین نبودند . در ثانی تاریخ نشان میدهد که طبقات بالا ی جامعه ، پادشاهان، امیران ، روحانیون، بازرگانان و... نیز زنان متعدد داشتهاند در حالی که از زنان و فرزندان خود بهره اقتصادی نمیبردند .
علاقه فطری به کثرت فرزند و افزایش تعداد فامیل ،عامل دیگر رواج چند زنی است . از آنجا که تعداد فرزندانی که یک زن میتواند تولید کند محدود است از این رو رسم تک شوهری یا چند شوهری نمیتوانست این مهم را بر آورد در حالی که مرد به دلیل توان تولید فرزند به تعداد زنانی که در اختیار دارد ، با رواج چند زنی این علاقه طبیعی بر آورده میشود . مطهری نقدی نسبت به این ایده بیان نمیکند و گویا آن را میپذیرد .
ششمین دلیل تاریخی رواج رسم چند زنی ، فزونی تعداد زنان نسبت به تعداد مردان است . هر چند تعداد دختران و پسران متعادل است اما تلفات بیشتر مردان ، همواره باعث شده است که گروه فراوانی از زنان از داشتن شوهر قانونی و فرزند مشروع محروم باشند . مطهری ادعای این نظریه را مربوط به اجتماعات ابتدایی میداند.
مطهری در جمع بندی نظریات بالا ، پس از رد علت بودن دلیل جغرافیایی ، دلایل دیگر را در سه دسته جای میدهد . دسته نخست شامل دلایلی میگردد که بیانگر توجه مرد به رسم چند زنی است اما مجوزی برای این رسم نمیباشد . این دلایل به روحیه ستمگری مرد اشاره میکند . به نظر مطهری دلیل اقتصادی و فروش فرزندان به عنوان برده در این دسته قرار میگیرد. دسته دوم مربوط به آن دلایلی میشود که از لحاظ حقوقی مجوز پیدایش رسم چند همسری میشود . نازا بودن زن یا یائسگی او و نیاز جامعه به افزایش نفوس از این دسته است . به طور کلی علل طبیعی که به نامشابه بودن زن و مرد از لحاظ ارضای جنسی یا تولید فرزند دلالت میکند در این دسته قرار میگیرد . سومین دسته از دلایل رواج رسم چند زنی دلایلی است که در زمان گذشته یا زمان حاضر وجود دارد و به تنها مجوزچنین کاری را به مرد میدهد بلکه موجب حقی از جانب زن و تکلیفی بر عهده مرد و اجتماع میگردد. نظریه فزونی تعداد زنان بر مردان از این قبیل است . زیرا حق تاهل از طبیعیترین حقوق بشری است که هیچ انسانی رانمیتوان از آن محروم کرد . در صورت افزایش تعداد زنان آماده ازدواج نسبت به مردان ، حق طبیعی زن برای تاهل قانون تک همسری را لغو میکند.
اگر علتهای شش گانه بالا دلایل توجیه کننده چند زنی مرد در گذشته باشد ، به نظر مطهری یک دلیل خاص وجود دارد که همواره در طول تاریخ بوده و هست که وجود رسم چند زنی را به عنوان حقی برای زن ( ونه مرد ) ایجاب میکند . به عقیده مطهری این دلیل ویژه فزونی نسبی تعداد زنان از عدد مردان است . مطهری با استناد به اطلاعات روز و دادن آمار و بیان دلایل این امر از قبیل تلفات بیشتر مردان در جنگ و مقاومت بیشتر جنس زن در برابر بیماری نسبت به مردان ، سعی در اثبات تجربی ادعای خود دارد . او با ضمیمه کردن این گزاره با قانون طبیعی حق تاهل برای زن ، به عنوان اصیلترین و طبیعی ترین حقوق بشری ، نتیجه میگیرد که اگر تک زنی تنها صورت قانونی ازدواج باشد گروه زیادی از زنان از حق طبیعی و انسانی خود محروم میمانند . او میگوید به این ترتیب تنها راه مشروع احیای این حق طبیعی تجویز رسم چند زنی است . مطهری این حق طبیعی را چنان اصیل میداند که میگوید حتی مخالفان رسم چند زنی نیز به دلیل پذیرفتن آن رابطه آزاد مرد و زن را توجیه میکنند و وجود حق تاهل را مورد سوال قرار نمیدهند . به عقیده او در واقع تک همسری یا چندهمسری مساله اصلی نیست بلکه مساله اساسی این است که کدام راه ، چند زنی یا رابطه آزاد مرد وزن را باید تجویز کرد ؟ پاسخ مطهری راه حل اول است یعنی مشکل افزایش تعداد زنان در این حالت بهتر حل میشود و در عین حال برای جلوگیری از سواستفاده مردان از این حق زن چند شرط خاص را باید لحاظ کرد . این شرایط عبارتند از : عدالت و کار ودرآمد کافی مرد ، آزادی انتخاب برای زن و کاهش عوامل اغوا و تحریک در جامعه . از سوی دیگر در راه حل اول به دلیل وجود عوامل تعدیل کننده زیر به رابطه آزاد برتری دارد . این عوامل عبارتند از محدودیت برقراری ارتباط با حد اکثر چهار زن ( در حالی که در رابطه آزاد این تعداد نامحدود است ) ، لزوم رعایت عدالت میان همسران ، توان جسمی و غریزی مرد و تعهد مالی واستمتاعی ازجانب او.
پوشش زن : مطهری برای موضوع لباس زن کتاب " مساله حجاب " را نگاشت . او پس از بیان تاریخچه حجاب ، به بررسی فلسفه پیدایش این مساله میپردارد . مطهری مجموعه آرای مطرح شده در این زمینه را در پنج نظریه خلاصه میکند . بر اساس نخستین نظریه که به ریشه یابی فلسفی مساله میپردازد، زن به عنوان بزرگترین موضوع خوشی و کامرانی مرد مطرح میشود. از این رو پیروان مذهب رهبانیت بین زن ومرد حریم قایل شده ، پوشش را وضع کردهاند تا با عوامل محرک لذت مبارزه کنند . مطهری در بررسی این نظریه میگوید که اصولا اسلام مخالف فکر ریاضت و رهبانیت است . او میگوید اسلام کامجویی زن و مرد از یکدیگر را نه تنها تقبیح نکرده است بلکه برای آن اجر وثواب نیز قرار داده است . مطهری میگوید اسلام آن التذاذ جنسی را منع کرده است که در خارج از محدوده ازدواج قانونی باشد . دومین نظریه درباره پیدایش پوشش زن ، به ریشه یابی اجتماعی آن میپردازد . بر اساس این نظریه در زمانهای گذشته به دلیل بی عدالتی و ناامنی زیاد دست تعدی زورمندان به مال و ناموس مردم دراز بود از این رو مردم با مخفی کردن اموال و زنان و دختران خود سعی در حفاظت از آنان میکردند . مطهری هر چند وجود ناامنی و بی عدالتی را در مخفی کردن زنان و گسترش پوشش زن دخیل میداند اما این دلیل را فلسفه پوشش زن در اسلام نمیداند . ما به این فلسفه بعدا اشاره خواهیم کرد . سومین نظریه درباره پوشش زن به ریشه اقتصادی این مساله توجه میکند . براساس این نظر روحیه پدر سالاری و انگیزه تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی او به ایجاد پوشش منجر شده است . مسلم است که نگهداری زن در خانه همچون یک برده نیازمند توجیه زن بود که به طور داوطلبانه از خانه خارج نشود . مطهری در نقد این نظریه میگوید که نگاه ابزاری به زن و بهره کشی از او به صورت یک اصل کلی حاکم بر همه اجتماعات صحیح نیست . به عقیده او علاقه عاطفی زوحیت هرگز اجازه نمیداد که مردان به صورت یک طبقه فرادست بر خانوادههای خود به عنوان طبقه فرودست حکومت کنند . او میگوید حجاب در اسلام به این دلیل تشریع نشده است . اسلام با قطعیت اعلام کرده است که مرد هیچ حقی برای استفاده اقتصادی از زن ندارد بلکه زن از استقلال مالی و اقتصادی برخوردار است . نظریهای که دلیل وجود حجاب را دلایل اخلاقی میداند بیان میکند که حس خودپرستی و حسادت مرد نسبت به مردان دیگر باعث شده است که او نخواهد مردان دیگر هرچند با نگاه کردن یا همسخنی ، زن را تحت سلطه و اسارت خود قرار دهد . مطهری وجود تمایل مرد به عفاف و پاکی زن را میپذیرد اما منحصر شناختن علت حساسیت مرد به حس حسادت را اشتباه میداند . مطهری که این ویژگی مرد را غیرت مینامد ، آن راعامل تشخیص نسلها میداند که آفرینش در وجود مرد قرار داده است . نظریه دیگر علت پیدایش پوشش مخصوص برای زن را عاملی روانی میداند . بر اساس این ایده ، زن با مقایسه خود با مرد از دو جهت در خود احساس حقارت میکند . اول احساس نقص عضو نسبت به مرد و دوم خون روی ماهانه و هنگام زایمان و ازاله بکارت . به نظر مطهری این ایده با فلسفه پوشش زن در اسلام ارتباطی ندارد بلکه منظور اسلام از این امر چیز دیگری است .
مطهری با رد نظریات بالا درباره فلسفه پوشش ، خود نظریه دیگری ارایه میدهد که بر اساس آن ریشه این امر را باید در تدبیرماهرانه طبیعی زن جست . به عقیده مطهری زن با هوش فطری خود درمییابد که از لحاظ جسمی نمیتواند با مرد برابری کند او همچنین به طور فطری دریافته است که نقطه ضعف مرد همان نیازی است که درآفرینش مرد نهاده شده است . وقتی زن مقام و موقعیت خود را به عنوان یک خواسته نزد مرد درمییابد با توسل به اسبابی چون خودآرایی و تجمل از سویی و دور نگه داشتن خود از دسترسی مرد ، قلب او راتصاحب میکند . به این ترتیب اسلام در هماهنگی با قانون طبیعت و فطرت مرد وزن پوشش مناسب با ارج و مقام والای زن را تجویز کرده است .
مطهری با یک بحث واژه شناختی در پی تمایز معنای غلط حجاب از معنای صحیح آن است. بر اساس واژه شناسی مطهری کلمه حجاب هم به معنای پوشیدن آمده است و هم به معنای پرده . در اصل حجاب به معنای پوششی است که از طریق پشت پرده صورت گرفته باشد . او عقیده دارد که کاربرد کلمه حجاب در مورد پوشش زن ،کاربرد نسبتا جدیدی است که می تواند ابهام انگیز باشد . کسانی که از کلمه حجاب معنای پرده نشینی زن را درک میکنند ، معتقدهستند که اسلام وظیفه پوشش زن را به معنی خانه نشینی و حبس شدن در خانه میداند درحالی که معنای واقعی پوشش زن در اسلام از نظر مطهری این است که زن د رمعاشرت با مردان بدن خود را بپوشاند وبه جلوه نمایی و خود آرایی نپردازد . به جهت ابهام آمیز بودن کلمه حجاب است که به عقیده مطهری قرآن به جای آن از واژه ستر استفاده میکند .
به عقیده مطهری طرح مساله حجاب به شکل واقعی میتواند از بین برنده بسیاری از اشتباهات در این زمینه باشد . به عقیده او روح سخن اسلام درباره حجاب این است که نباید زن و تمتع مرد از او رایگان باشد . مرد حق ندارد از هر زنی در هر محفل نهایت لذت راببرد. به نظر او در اندیشه اسلامی مرد تنها د رمحیط خانواده ود رچارچوب قانون ازدواج به همراه یک سلسله تعهدات سنگین میتواند از زن به عنوان همسر قانونی کامجویی کند ، اما د رمحیط اجتماع چنین امری ممنوع است . پس محدودیت کامیابی ها به محیط خانواده و همسر مشروع به دلیل سلامت روانی اجتماع و تحکیم روابط خانوادگی ، فلسفه پوشش اسلامی است . به عقیده مطهری این فلسفه خود از یک مساله اساسیتر برمیخیزد و آن این است که اسلام میخواهد انواع التذاذ های بشری به محیط خانواده اختصاص یابد و محیط اجتماع منحصرا برای کار و فعالیت اختصاص یابد .
مطهری با تمسک به طبیعت مرد وزن به توضیح اختصاص لزوم حجاب به زن میپردازد و میگوید
میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است . از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شکار است وزن شکارچی ، همچنان که از نظر تصاحب جسم وتن ، زن شکاراست ومرد شکارچی . میل زن به خودآرایی از این نوع حس شکارچیگری او ناشی میشود . ..این زن است که به حکم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسیر سازد .لهذا انحراف تبرج وبرهنگی از انحرافهای مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است .
به عقیده او این امر با فلسفه پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع سازکار است .
اخلاق جنسی
سومین کتاب مطهری در زمینه مسایل زنان کتاب " اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب" است . موضوع این کتاب عاداتها و روشهای بشری است که به غریزه جنسی بستگی دارد . اخلاق جنسی شامل آدابی چون حیای زن از مرد ، غیرت ناموسی مرد ، عفاف و وفاداری زن نسبت به شوهر، منع زنا ، منع ازدواج با محارم و ... است . مطهری در اهمیت این قسمت از اخلاق میگوید که اخلاق جنسی به دلیل قوت و قدرت زیاد غریزه ، همواره مهمترین بخشهای اخلاق به شمار می رفته است . او معتقد است سرچشمه این اخلاق فطرت وطبیعت است . طبیعت برای رسیدن به هدفهای خود و نظام دهی به زندگی بشر ،این احساسات را در بشر نهاده است .
مطهری با اشاره به عقیده هوادارن اخلاق جنسی نوین ، اصول نظری آنها را در سه اصل خلاصه میکند: اول این که آنها براساس یک اصل لیبرالی معتقد هستند که آزادی هرفرد تاآنجا که به آزادی دیگران لطمه نزند باید محفوظ باشد . دوم آن که سعادت بشر در گروی پرورش تمام استعدادهای اوست . با تبعیض قرار دادن میان غرایز و ارضای بعضی از آنها و سرکوب برخی دیگر در غرایز آشفتگی حاصل میشود از این رو پرورش همه غرایز به طور مساوی سعادت بشر را تامین میکند . وسوم آن که میل فزونی طلب بشر در اثر اشباع کاهش و در اثر ممانعت فزونی مییابد . از این رو تنها راه صحیح آن است که هر گونه قید ی رااز مقابل امیال آدمی بر داریم . هواداران اخلاق جدید جنسی معتقدند که اخلاق جنسی قدیم را عواملی از قبیل احساس مالکیت مرد نسبت به زن ، حسادت مردان ، کوشش مردان برای اطمینان از پدری خود ، اعتقاد به پلیدی ذاتی رابطه جنسی ، احساس پلیدی زن نسبت به خود به دلیل عادت ماهانه ، مجازاتهای شدیدی که زن در طول تاریخ از جانب مرد دیده است و عوامل اقتصادی بوجود آورده است که ریشه همه این عوامل را میتوان به روحیه ستمگری مردان یا خرافات باز گرداند . هواداران اخلاق جنسی جدید راه علاج این دو عامل را در شکستن قیود و موانع اخلاق کهن خلاصه میکنند . از این رو ابتدا مساله کامیابی آزادانه زنان ومردان از یکدیگر را مطرح میکنند ( کمونیسم جنسی ) و سپس موضوعات دیگر ،از قبیل الغای پوشاندن عضو جنسی ، ممنوعیت ازدواج با محارم ، خود ارضایی ،همجنس بازی و ... رامطرح میکنند .
مطهری دربررسی اصل اول از اصول بالا میگوید اولا مبنای حق آزادی و لزوم رعایت واحترام آن اراده و میل افراد نیست بلکه استعدادی است که آفرینش برای ترقی و تکامل به آدمی داده است . اراده بشر تا آنجا محترم است که با استعداد های مقدسی که در نهاد بشروجود دارد هماهنگ باشد ثانیا ازدواج و تشکیل خانواده هم ابعاد فردی دارد و هم ابعاد اجتماعی .هرچند در ازدواج تمتع شخصی ومسرت فردی وجود دارد اما برای نیل به لذت بیشتر بهتر است که کامیابی جنسی در کانون خانواده محدود شود و محیط اجتماع محیط کار و تلاش و فعالیت باشد .
مطهری دربررسی دومین اصل از اصول اخلاق جدید جنسی ،یعنی لزوم پرورش استعدادهای طبیعی انسان میگوید اخلاق اسلامی نه تنها با رشد طبیعی استعدادهای انسانی مباینت ندارد ، بلکه معتقد است رشد استعدادهای آدمی و از جمله استعداد جنسی تنها با رعایت مقررات اسلامی میسر است به طوری که انحراف از آن سبب آشفتگی و سرکوب این استعداد میشود . او با طرح صحیح مساله تربیت و تهذیب نفس مدعای خود راتوضیح میدهد .
نقد مطهری به سومین اصل اخلاق جدید یعنی ادعای این که احساس محرومیت در زمینه امور جنسی ریشه بسیاری از عوارض وبیماریهای روانی است ، این است که پیچیدگی و چند جانبه بودن مسایل روانی و ارتباط موضوع حاضر با تمایلات بشرکه در کور کردن بصیرت آدمی تاثیر دارد باعث شده است که از این اصل علمی برداشت نادرست شود یعنی سرکوب نکردن غرایز ، آزاد گذاشتن میلها تفسیر شد و آزاد گذاشتن میلها نیز به نوبه خود به معنی رفع تمام قیدها ومقررات معنی شد .
